آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
490
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
روايتى از جاحظ و مسعودى « 1 » ، كه از مآخذ ساسانى استخراج شده ، مىرساند ، كه در دربار خسرو اسواران و پسران پادشاه « 2 » طبقه اول را تشكيل مىدادهاند . بموجب عبارت ديگر از كتاب التاج جاحظ ، شاهنشاه ملازمان ركاب خود را از ميان اسواران و اشراف بزرگ برميگزيد . بعلاوه منابعى در دست است « 3 » حاكى از اينكه يك عده از اسواران مأمور محافظت پسران خسرو دوم شدند . كلمه « اسواران سردار » در كتاب ماذيگانى چترنگ ( چترنگ - شطرنج ) مذكور است ( جاماسپ اسانا ، متون پهلوى ، ج 1 ، ص 117 ، سطر 1 ) . و هريز ، كه پس از تسخير يمن از طرف كسراى اول بحكومت آنجا منصوب شد ، يكى از اسواران بود . جانشين او موسوم به زين همين عنوان را داشت « 4 » . اما نكته ديگرى هم از اصلاحات لشگرى خسرو اول هست ، كه قبل از هر كس اشتاين آن را دريافته و واضح كرده است « 5 » . پس از آنكه كسرى قوم كوهستانى موسوم به بارز را ، كه ساكن كرمان بودند ، باطاعات درآورد . بازماندگان آنها را بقسمتهاى مختلف كشور انتقال داد و به آنها مساكن عطا كرد و مجبور به خدمت سربازى نمود . از يك قوم ديگر موسوم به چول « 6 » ، كه ظاهرا عصيان كرده بودند ، كسرى فقط هشتاد نفر باقى گذاشت ، كه از بهترين مردان جنگى آن قوم بودند و آنها را به شهر شاه رام پيروز انتقال داد . آنها نيز مكلف به خدمت نظام شدند . سپس
--> ( 1 ) - كمى پايينتر همين فصل را ببينيد . ( 2 ) - از اين عبارت نه تنها شاهزادگان خانواده ساسانى مفهوم مىشود ، بلكه شهردارانى نيز ، كه داراى عنوان شاهى بودند . ( 3 ) - طبرى ، ص 1043 ، نلدكه ، ص 357 . ( 4 ) - طبرى ، ص 948 و 988 ، نلدكه ، ص 230 و 264 . ماركوارت ( فيلولوگوس ، ج 55 ، ص 215 ، شماره 5 ) وين vin بجاى زين zin خوانده است . ( تبديل حرف واو و زاء در خط عربى بسيار اتفاق ميافتد ) . ( 5 ) - سالنامههاى بيزانسى و يونانى جديد ، 1920 ، ص 69 - 68 . ( 6 ) - ر ك بالاتر ص 310 .